روانکاوی، تشخیص روانپویشی و رواندرمانی ساختاریافته
علی نریمان
مسیر آموزشی منسجم برای پیوند متون بنیادین روانکاوی با تشخیص ساختاری و کاربست بالینی در اتاق درمان.
۰۱ ستون تشخیصی و بالینی
مسیری مرحلهبندیشده از تشخیص ساختاری تا تکنیک؛ مبتنی بر سنت اصیل روانکاوی و شواهد بالینی معاصر.
�1
★ ۴٫۹ از وین تا چرخش رابطهای؛ مطالعه نقادانه پیوستگیها و گسستهای نظری.
�2
★ ۴٫۹ آموزش چندمحوری تشخیص روانپویشی و تدوین فرمولبندی ساختاری.
�3
★ ۴٫۹ خوانش خطبهخط مقالات بنیادین فروید درباره ذهن، رؤیا، اضطراب و تکنیک.
�4
★ ۴٫۹ رویکرد ساختاریافته و مبتنی بر شواهد برای سازمانهای شخصیت مرزی و خودشیفته.
�5
جهان درونی، مواضع پارانوئید-اسکیزوئید و افسردهوار و همانندسازی فرافکنانه.
�6
کارگاه عملی شفافسازی، رویارویی و تفسیر در اینجا و اکنون.
�7
کارکرد آلفا، عناصر بتا، کانتینینگ و حمله به پیوندها.
�8
★ ۴٫۹ بازبینی جلسات، تحلیل انتقال و انتقالمتقابل و پیشگیری از بنبست درمانی.
�9
★ ۴٫۹ روابط موضوعی، سازمان شخصیت و طیف مرزی و خودشیفتگی در مدل کرنبرگ.
۰۲ برای همه ذهنهای کنجکاو
درهایی به سوی روانکاوی برای مخاطب غیرتخصصی؛ بدون پیشنیاز، با زبانی روشن و بیآنکه از عمق بکاهد.
نگاهی روانکاوانه به فرهنگ، رسانه، اخبار و اضطرابهای جمعی.
۶ جلسه · عمومی
کالبدشکافی انتخابهای عاطفی، ترس از دست دادن و الگوهای تکرارشونده.
۵ جلسه · عمومی
مسیر بازگشت به نیازهای واقعی، هویت شخصی و صدای درونی.
۵ جلسه · عمومی۰۳ اتاق گفتگو
گفتگوهای ویدئویی درباره مفاهیم کلیدی روانکاوی؛ هر قسمت، یک کلینیک کوچک برای شنیدن.
۰۴ مکتوبات
آثار تألیفی و ترجمه؛ حاصل سالها کار بالینی و متنخوانی.
راهنمای بالینی مفهومبندی مورد بر پایهٔ سازمان شخصیت؛ همراه با ۲۰ مورد بالینی تفسیرشده.
از احساس درمانگر تا تفسیر؛ کاربرد بالینی انتقالمتقابل در کار پویشی.
زمان، پول، غیبت و پایان؛ چهار ستون نامرئی هر درمان زنده.
خودِ بزرگ در جهانِ کوچک؛ خوانش کرنبرگ و کوهوت از انسان امروز.
۰۵ تبارشناسی مفاهیم
اندیشمندان و مفاهیمی که زبان روانکاوی معاصر را ساختهاند.
۱۸۵۶ — ۱۹۳۹
پدر روانکاوی؛ کسی که سخنگفتن را درمان کرد و ناخودآگاه را کارگاه معنا خواند.
از مطالعات هیستری تا مدل ساختاری و غریزهٔ مرگ، فروید نقشهٔ قارهای ناشناخته را ترسیم کرد.
«آنجا که نهاد بود، خود باید پدید آید.»
۱۸۸۲ — ۱۹۶۰
با اسباببازی یک کودک، دروازهای به عمیقلایههای خیال ناخودآگاه گشود.
کشف موقعیتها نشان داد که رابطه با ابژه پیش از هر رابطهای با انسان آغاز میشود.
«سپاسگزاری، نیرومندترین سپر در برابر حسادت است.»
۱۸۹۷ — ۱۹۷۹
جسورترین ذهن سنت کلاینی؛ او پرسید فکر پیش از ذهن چگونه ممکن است؟
بیون روانکاوی را از محتوا به فرایند اندیشیدن برد و به درمانگر آموخت ظرفیت ندانستن را تاب بیاورد.
«تحلیلگر باید ظرفیت ندانستن را تاب بیاورد.»
۱۹۲۸ — ۲۰۲۵
نظریه روابط ابژه را با روانشناسی خود و یافتههای توصیفی آشتی داد.
رواندرمانی انتقالمحور میراث بالینی اوست و مدل سطوح سازمان شخصیت زبان مشترکی میان تشخیص و درمان ساخت.
«عشق بالغ، مرز خود و دیگری را نگه میدارد و از آن پل میسازد.»
«استحکام نظری، انضباط بالینی، فهم ساختار روانی.»